شما وارد خانهای قدیمی و نفرینشده میشوید؛ جایی که روح رز، زنی جوان و درمانده، در میان دیوارهای این خانه گرفتار شده است. رز، پس از تلاش برای برقراری ارتباط با روح پسر ۷ سالهاش از طریق تخته اویجا، قربانی طلسمی تاریک شد... و اکنون روح او در خانه پرسه میزند، در جستجوی نجات.
اما هر نجاتی بهایی دارد...
دیوید، همسر رز، نمیخواهد طلسم شکسته شود. او میداند که آزادی رز، یعنی از دست دادن همیشگی او. برای محافظت از این طلسم، دست به کاری دیوانهوار زده: دیوید برادر روانپریش خود، جیمی، را از تیمارستان فراری داده و بهعنوان نگهبان مرگبار خانه گماشته است.
جیمی در سایهها زندگی میکند... سکوت خانه را صدای کشیده شدن ابزار آهنینش در تاریکی میشکند. صدایی که فقط یک معنا دارد: شکار آغاز شده است.
در این خانه، تاریکی دشمن شماست. هر قدم اشتباه، بیدارکنندهٔ کابوسی است که ممکن است پایان نداشته باشد.
آیا جرأت میکنید پا در این خانه بگذارید؟
آیا میتوانید پیش از آنکه خیلی دیر شود، طلسم را بشکنید؟

شبکه های اجتماعی ما