سناریو بازی:
سناریو:
زمزمههای نامفهوم، کبودیهای بیدلیل روی بدن، وسایلی که یکییکی ناپدید میشدن... مهرو دنبال جواب بود؛ میخواست بدونه چه چیزی واقعاً پشت پردهی اون گالریه.
ما سعی کردیم منصرفش کنیم، هشدار دادیم... اما مهرو تصمیم خودش رو گرفته بود. و حالا، فقط سکوت اون گالری باقی مونده...

شبکه های اجتماعی ما